خرید بک لینک
تو جوونیم کسی رو دوست داشتم، دختری که چشماش آبی بودپدرش تو اورکت آمریکایی، پشتِ ته ریشِ انقلابی بودمادرش مرز کفر و ایمان بود، شب دعای کمیل گوش می دادروزا که مردِ خونه بیرون بود، دل به آهنگای گوگوش می دادکوچه مون زخم جیره بندی داشت، بخشی از روزمون توی صف بودگاهی موشک به خوابمون می خورد، حال و روز ه

برچسب: نویسنده: نیکان رحیمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 2:13

ما هم به جبر تکنولوژی بیشتر در تلگرام هستیم ؛

دوستان هم دعوتند . . .

م.ماهرانی

برچسب: نویسنده: نیکان رحیمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 2:13

برزان یکی از روستاهای شهر اصفهان از توابع ماربین (مهربین) بوده است . اکنون محله ایست در شهر اصفهان واقع در منطقه شهرداری ناحیه 2 اصفهان؛ ( در واقع شهرداری ناحیه 2 در وسط این محله و در یکی از زمین های حاج نصراله ساخته شده ) این منطقه خاکی حاصل خیز برای کشاورزی دارد (دیگر از آب و زمین خبری نیست ! )

برچسب: نویسنده: نیکان رحیمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 2:13

زندگی کردیم،

با آموخته هایمان

با دوستانمان

با عشق مان

و با دردهایمان بیشتر . . .

در گذر زمان

آموخته هایمان را به دوستانمان هدیه کردیم

خودمان ماندیم . . .، با دردهای عشق مان . . . !

م.ماهرانی

برچسب: نویسنده: نیکان رحیمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 2:13

عده ای به اصرار از چرچیل خواستند که سیاست را تعریف کند. چرچیل به ناچار دایره ای کشید و خروسی در آن انداخت و گفت: خروس را بدون آن که از دایره خارج شود، بگیرید! این عده هرچه تلاش کردند نتوانستند و خروس از دایره بیرون می رفت. آخر از چرچیل خواستند که این کار را خود انجام دهد. چرچیل خروسی دیگر کنار خرو

برچسب: نویسنده: نیکان رحیمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 2:13

حاج نصراله ریشش را حنا گذاشته بود . . . ننه باجی گفت : ننه . . . هادی . . . ، برو جوادا بگو قلتی را بیاره منا برسونه دم حمام . چقدر دلم میخواست من سه سال از جواد بزرگتر بودم و ننه را با فرقون تا دم حمام می رسوندم . انگار جواد سی سال از من بزرگتر بود ؛ ولی من عزیزدردانه ننه باجی و حاج نصراله بودم و

برچسب: نویسنده: نیکان رحیمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 2:13

نرسیدن به آنچه در نظرمان مهم است ! سقوط از جایگاهی که دوستش داریم ! نمی دانم به کجا رسیده بودم و از کجا سقوط کردم . . . ! یادم نیست برای رسیدن به جایی که برایم مهم بود تلاش کردم یا نه . . . ! زندگی روندی است که پیش می آید و ما دست وپا میزنیم از آن رها شویم . وقتی دیگران رفتار ما را تایید می کنند

برچسب: نویسنده: نیکان رحیمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 2:13

هرکس میتواند انتخاب کند . . .شاید انتخاب کند که انتخاب نکند ! ما حیات را انتخاب نکردیم، شاید بتوانیم زندگی را انتخاب کنیم ؟ همه موجودات زندگی میکنند تحت شرایطی که محیط برایشان فراهم می کند و تلاش می کنند تا خود را با شرایط وفق دهند تا زنده بمانند . . . اما . . . انسان زندگی و حیاتش را می دهد تا آن

برچسب: نویسنده: نیکان رحیمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 2:13

جمعی متفکرند در مذهب ودینجمعی به گمان فتاده در راه یقین خیام با یک نگاه مثبت و منطقی، هر انسان برای خودش اعتقاداتی دارد و در پرتو آن تفکر ساختار اندیشه و رفتارش شکل می گیرد ؛افراد مذهبی در پرتو اعتقاداتشان آرامش داشته و چون دیگران را دوست دارند، می خو

برچسب: نویسنده: نیکان رحیمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 2:13

زبان (گویش برای ارتباط) مقوله ی بسیار پیچیده ایست ، وقتی از واژه ای استفاده میکنیم مفهوم آن در ذهن ما با مفهوم آن واژه در ذهن شنونده متفاوت است . این تفاوت برداشت با گسترده شدن جوامع بیشتر می شود بخصوص برای زبان فارسی که یک زبان بیشتر ادبی است تا یک زبان علمی . . .! گستردگی ادبیات(بخصوص شعر) در زب

برچسب: نویسنده: نیکان رحیمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 2:13

صفحه بندی